چه می خواهد از "جان مریـــم"
آکاردئون زن کوچه پشتی؟!
من سال هاست
چشم هایم را
باز کردم...
تویی در کار نبود که نگاهش کنم!!
اینجا خورشید در نمی آید؛
و هوا همیشه سیاه است؛
و وقت آن که من با تو
تا رویاهایم بیایم هم، نمی رسد...
چه رسد به صحرا...!!!
مریـــم
دیگر نازنین هیچکس نیست...
