و رسالت من این خواهد بود که دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت عبور دهم و در شبی بارانی با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم... به وبلاگ من خوش اومدید... doris_158@yahoo.com
:: تعداد بازديدها: 466 :: کاربر: Admin
تو در آن پرده كه بيش از پيش شيدامان كني
ما در اينجا گم، كه تا شايد تو پيدامان كني
ما در اينجا غايبيم و اين همه راز و نياز
مي رود تا آسمان تا تو هويدامان كني
نوشته شده توسط mmaryam در جمعه 10 خرداد 1392
نوشته شده توسط mmaryam در پنجشنبه 09 خرداد 1392
ذهن ما باغچه است، گل در آن باید کاشت و نکاری گل من، علف هرز در آن می روید. زحمت کاشتن یک گل سرخ کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است! گل بکاریم زیاد تا مجال علف هرز فراهم نشود بی گل آرایی ذهن نازنینم، نازنینم، هرگز آدم، آدم نشود
جاذبه سیب ، آدم را به زمین زد
و جاذبه زمین ، سیب را ...
فرقی نمیکند؛
سقوط ، سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست
به جاذبه ای می اندیشم که پروازم میدهد ،
خدا ...
نوشته شده توسط mmaryam در دوشنبه 06 خرداد 1392
نگذار هرکسی از راه رسید؛
با ساز دلت تمرین نوازندگی کند!!!!
این قهرمانان رفتند برای دفاع از ناموس ...
عده ای در خیابان میروند برای شکار ناموس ...
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند.
اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه...
آن جا که در میان خاک خوابیدی؛
«سنگ تمام» را می گذارند و می روند ...!
نوشته شده توسط mmaryam در یکشنبه 05 خرداد 1392
Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 12117 This Template By