و رسالت من این خواهد بود که دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت عبور دهم و در شبی بارانی با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم... به وبلاگ من خوش اومدید... doris_158@yahoo.com
:: تعداد بازديدها: 427 :: کاربر: Admin
دلـــم یك دوست می خواهد؛
كه خیلی مهربــــان باشد..!!
نوشته شده توسط mmaryam در جمعه 29 فروردین 1393
حوصلۀ ناز واژه هایم نیست
دست دلــم را می گیرم
و زیر بــــاران عطر تو
تا دور دستِ لبـــت
به تماشای بوسه می برم
وقتی که میرفتی، بهـــار بود
تابستان که نیامدی، پاییز شد
پاییز که برنگشتی، پاییز ماند
زمستان که نیایی، پاییز می ماند
تــــو را به دل پاییــزی ات؛
فصل ها را به هــم نــریز...
خوش به حال دلــها
دوری را نمیفهمند؛
که با هر بهــــانهای
به هم نزدیک میشوند...
باید به ارتفاع دل شما اقتدا کنم
تـا اضطراب بی کسی ام را دوا کنم
من وسعتی شبیه کویری دل شکسته ام
بایــد برای بـــارش این شب ابـــری دعــا کنم...
شك ندارم مـــاه را؛
دلتنگي مــن
كامل كرده است..!!
نوشته شده توسط mmaryam در جمعه 22 فروردین 1393
دلـم ساعتی میخواهد؛
که مانــده باشــد روی
ساعت های با تو بودن..!!
چقدر باید بگذرد؟؟
تا سالی بیاید؛
که نام یکی از فصل هایش بهـــار باشد...
و یا حتی؛
نام یکی از روزهایش؟؟؟
نمی دانم...
کدام پــــل
در کجای جهان شکسته است؛
که هیچکس به خانه اش نمی رسد..!!
هوا دو نفره است؛
ما هم می رویم، قدم بزنیم
مـــن و خیال تـــو..!!
صفحه قبل1...1415161718...63صفحه بعد
Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 12117 This Template By